SABA
مهمان گرامی به انجمن صبا خوش آمدید.

شما در حال مشاهده انجمن به صورت مهمان هستید که در این حالت دسترسی های لازم برای استفاده کامل را ندارید. با عضویت رایگان شما قادر به مشارکت در بحث ها , دانلود فایل ها , ارسال مطلب و نظرخواهی و ... خواهید شد. مراحل ثبت نام آسان و سریع می باشد , همین ثبت نام حالا کنید!

اگر کلمه عبور خود را فراموش کرده اید آن را بازیابی کنید.
اگر در مراحل ثبت نام یا ورود به انجمن با مشکل مواجه شدید با ما تماس بگیرید.


گلچین اشعار مریم حیدر زاده

View previous topic View next topic Go down

گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by Da77 on 11/21/2009, 22:36

تا یادم نرفته
آخه تا کی بکشم منّت چشمای تو رو
بذارم به پای چی وعده بیجای تو رو
به روز آفتابی می شی یه روزی ام ابری و سرد
کدومو باور کنم گرما یا سرمای تو رو
این همه میان سراغم به هوای عاشقی
من یادم میاد فقط چشمای زیبای تو رو
چرا هر کسی رو دوست داری تو رو دوست نداره
نمیدم حتّی به کس تلخی حرفای تو رو
دلای دریایی شونو به رخ من می کشن
نمی دم به هیچکدوم یه موج دریای تو رو
منو منتظر بذار هرجوری که تو راحتی
چی می خوام مگه فقط ساختن فردای تو رو
دوست دارم تمام دنیا رو بدم تا بدونم
راز فتح قلعه قشنگ رویای تو رو
تا یادم نرفته یک بار دیگه واست بگم
من نمی دم به کسی تا عمر دارم جای تو رو

Da77
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت

تعداد ارسال ها : 2581
متولد ماه : شهریور

تاریخ عضویت : 2009-11-06
سن : 29

محل سکونت : شیراز
حالت من : گیج شدم

View user profile http://www.saba1.org

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 20:11

به یاد قدیما

می خوام از تو بنویسم قلمم نمی نویسه
کاغذِ نامه دیشب هنوز از اسم تو خیسه
وقتی از تو می نوشتم خونه هامون برکت داشت
ثابته میگن ستاره، با تو انگار حرکت داشت
اسم تو وقتی می اومد دریاها وایساده بودن
کهکشونا واسه تعظیم پیش تو آماده بودن
یکی بود دو تا شدیم و بقیه هنوز نبودن
عمر عاشقی سراومد، چقد آدما حسودن
یه روزی من که نبودم اومدن قلب تو بردن
چشات از بس ساده بودن گول اون حرفا رو خوردن
آخرین باری که دیدم توی چشمات خط خطی بود
جای خال تو شهر گونه ت عکس بی معرفتی بود
با نگات واسم نوشتی دیگه از عشق خبری نیس
قبل اون فهمیده بودم توی چشمات اثری نیس
روز سرمای نگاهت، داغه مثل روز برفی
نه اشاره ای، نه مکثی، نه تبسّمی، نه حرفی
چشم تو نه تنها با من با تموم دنیا بد بود
اون که قلب تو رو دزدید کارشو چه خوب بلد بود

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 20:19

مثل من

تو یه کم نامهربونی مث من
فکر اوج آسمونی مث من
عاشقی، معنی عشقو تو ولی
فکر کنم هنوز ندونی مث من
نداری ستاره ای تو آسمون
اما فکر کهکشونی مث من
هر زمون وقتش بشه می ری خونه
اما تو بی آشیونی مث من
می بینه هر روز تو رو هر کی بخواد
اما بی نام و نشونی مث من
بیا تا دیر نشده جدا بشیم
آخه تو هنوز جوونی مث من

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 20:41


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 20:51




حرف هایی از زبان خود مریم حیدرزاده :
من متولد 29 آبان 1356 و ساکن تهران هستم .
از هشت سالگی شعر را شروع کردم .
تقریباً سه سال و نیم سن داشتم که عمل آب مروارید روی چشمم انجام شد .
سه نظر راجع به این عمل وجود داره .
یک سری از پزشک ها معتقد هستند که دستگاه های بیمارستان عفونی بوده و عصب چشم راست من از بین رفته و چشم چپ هم ضعیف شده .
یک سری هم این اشتباه رو می گذارند به حساب ناشی بودن و سهل انگاری پزشک .
به هر حال من می گذارم به حساب یک کلید طلایی که در تقدیر انسان وقتی نهفته باشه تمام اتفاقاتی که میافته به نظر من بهانه هست .
البته من خیلی از تصویرها رو یادمه یک عروسک دارم که مال دو سالگیم هست به اسم ” نینا ” که کاملاً اون رو یادمه و یک پلنگ صورتی … و عینک ذره بینی که خوشخبتانه دیگه نمی زنم !
و رنگها روهم بخصوص یادم میاد مخصوصأ رنگ سرخ .
من همیشه دسته گلهای عروس ها رو خراب می کردم و گل سرخ ها رو همیشه می چیدم !
بیشترین گل ها رو هم از دسته گل عروسی خالم چیدم که همین جا ازشون معذرت خواهی می کنم !
من نه تا کتاب منتشر شده دارم که دو تا از اونها نثر هست .
یکی رو سال 1380 منتشر کردم به اسم “نامه هایی که پاره کردم !
و یکی دیگه از اونها اردیبهشت سال جاری ( 1383 ) منتشر شد به نام ” نامه هایی که پاره کرد ی ”

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 20:52


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:03

ماجرای دو گل سرخ


گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش
دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش

خونه اون حالا تو یه گلدونه سفالی بود
جای یارش چقدر تو این غریبی خالی بود

یادش افتاد که یه روز یه باغبون دو بوته داشت
یه بهار اون دوتا رو کنار هم تو باغچه کاشت

با نوازشای خورشید طلا قد کشیدن
قصشون شروع شد و همش به هم یخندیدن

شبنمای اشکسون از سر شوق و ساده بود
عکس دیوونگیشون تو قلب هم افتاده بود

روزای غنچگیشون چه قد قشنگ و خوش گذشت
حیف لحظه هایی که چکید و مرد و برنگشت

گلای قصه ما،اهالی شهر بهار
نبودن آشنا با بازی تلخ روزگار

فک می کردن همیشه مال همن تا دم مرگ
بمیرن ،با هم میمیرن از غم باد و تگرگ

یه روز اما یه غریبه ،اومد و آروم و ترد
یکی از عاشقای قصه ما رو چید و برد

اون یکی قصه ی این رفتن و باور نمی کرد
تا که بعئش چیده شد با دستای سرد یه مرد

هیچکی از عاقبت اون یکی با خبر نبود
چی میشد اگه تو دنیا قصه سفر نبود

قصه گلای ما حکایت عاشقیاس
مال یاسا ،پونه ها،اطلسیا،رازقیاس

که فقط تو کار دنیا دل سپردن بلدن
بدون اینکه بدونن ،خیلی ها خیلی بدن

چقدر به فکر هم ،اما چقد در به درن
اونا دیگه تا ابد از حال هم بی خبرن

روزگار تو دنیای ما قربونی زیاد داره
این بلاها رو سر خیلی کسا در میاره

این یه قانون شده که ،چه تو زمستون چه بهار
نمی شه زخمی نشد از بازیای روزگار

ولی روزگار ما همیشه عادتش اینه
خوبارو کنار هم میاره بعدم میچینه

کاش دلایی که هنوزم می طپن واسه بهار
در امون بمونن از بازی تلخ روزگار


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:05

صبورم هنوز
ز چشمت اگرچه که دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه بارید از ماه و سال
به یاد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب یاد مرا
دل شیشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره دردهایم نشد
پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختی نبود
گذشتم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام
پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدی
من شیفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگی ساده نیست
در این عرصه مردی جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت
پر از نغمه پاک شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است
ولی با توام پس صبورم هنوز

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:07

زمونه
چشمش افتاد به من و همونی که میدونی شد
بذا راحتت کنم یعنی دلم دیوونه شد
دلِ من که عمری رفته بود سراغ زندگیش
به بیابون زد و دنبال چشاش روونه شد
اون تا دید دیوونشم دیگه بهم نگا نکرد
عاشقیم برای رفتنش، واسش بهونه شد
گفتم این تیر نگاتو، توی قلب من نزن
دیگه قلب من واسه تیرای اون نشونه شد
روزا تو خیابونا آواره نگاش شدم
شبا هم بیابونا واسه غریبیم خونه شد
دیگه مطمئن شد اون که من گرفتارش شدم
عشق من از اونایی که تا ابد میمونه شد
یه شب امّا واسه همیشه رفت یه جای دور
چون نگفت کجا میره، باز تقصیر زمونه شد

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:12

(اول باید بگم که واقعا عاشق این شعرم واقعا قشنگ فقط بدیش اینه که بیت آخرشو خوب تموم نکرده)



حیف عمرم
حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم
حیف غصه ای که خوردم، چون ازت خبر نداشتم
حیف اون روزا که کلّی ناز چشماتو کشیدم
حیف شوقی که تو گفتی داری اما من ندیدم
حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم
حیف رویام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم
حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب
حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو، تو خواب
حیف باوفایی من، حیف عشق و اعتمادم
حیف اون دسته گلی که، توی پاییز به تو دادم
حیف فرصتهای نقرم، حیف عمرم و دقیقه م
حیف هرچی به تو گفتم، راس راسی حیف سلیقه م
حیف اشکایی که ریختم واسه تو دم سپیده
حیف احساس طلائیم، حیف این عشق و عقیده
حیف شادیم توی روزی که میگن تولّدت بود
حیف عاشقیم که گفتی اوّلش کار خودت بود
حیف جمعه های دلگیر، حیف شنبه های رنگی
حیف اون روز که نوشتم، چشای به این قشنگی
حیف فکرایی که کردم واسه جستن بهونه
حیف عشقی که کسی نیس حالا قدرشو بدونه
حیف اون همه قسمها که به اسم تو نخوردم
حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم
حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا
حیف که تو از راه رسیدی اون و دادمش به دریا
حیف چیزی که ندارم، حیف ذوقی که نکردی
حیف گرمیای دستم، که سپردمش به سردی
حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت
حیف اعتماد اون روز، حیف واژه خیانت
حیف اون همه دعاهام، واسهء تو شب یلدا
حیف اون چیزی که گم شد، دیگه ام نمیشه پیدا
حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره
حیف اون حرفا که گفتی، گفتم اشکالی نداره
حیف چَشمایی که گفتم به تو لبای خندون
حیف آرزوی دیدار، با تو بودن زیر بارون
حیف هرچی که سپردم، حیف هرچی که نبودی
حیف تکلیفم بیا و روشنش کن تو به زودی

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:16


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:21

مریم حیدرزاده - عشقی دوباره





از اولین نگاه تو بودی در کنار من
با قلب من همیشه کمی راه آمدی
در راههای سخت عبورم ز زندگی
تا ساحل امید تو همراه آمدی
ای مهربانترین تپش قلب زندگی
ای قصه صبوری گل های عاطفه
ای امتداد آینه عشق تا ابد
ای معنی تولد زیبای عاطفه
زیباتر از تولد گلهای ارغوان
آبی تر از شکفتن روح حقایقی
دستان تست سایه صدها گل غریب
تو شرح حال سوختن شمع عاشقی
یادم نمی رود که چه کردی برای من
گلدان آرزوی مرا آب داده ای
در سایه روشنی که پر از عطر یاس بود
من را به روی ثانیه ها تاب داده ای
پرواز کن به کشور آینه های پاک
شاید مرا ز برکه غم ها رها کنی
شاید مرا و عاطفه را آشتی دهی
دل را به نغمه های وفا آشنا کنی
ای شعر بی مثال نگاه و طلوع و عشق
رفتی و بی تو واژه احساس تیره شد
رفتی و چشم های من از کشور افق
سوی غروب سرخ و غریب تو خیره شد
غربت حضور ساکت امواج اشک هاست
رفتی و مانده خاطره هایت برای من
یادش به خیر چشم تو و آسمان عشق
با رفتنت شکست دل اشک های من
روزی که چشم های تو از مرز دل گذشت
گم شد میان کلبه رویا بهار من
دل ها فدای چشم پر از هجرت تو شد
پیوندهای آبی تو یادگار من
گرچه گذشت سالی و دل ها ز غم شکست
در دل غم است تا تو بیایی ستاره ام
برگرد و عطر عاطفه را با خودت بیار
در انتظار رویش عشقی دوباره ام
ای اولین حکایت بی انتها ی عشق
رفتی و بی تو نام نجابت غریب شد
بی تو به وسعت عطش سرخ لاله ها
دل مرد و سرزمین شکفتن عجیب شد
رفتی و بی تو ترجمه تلخ زندگی
در جای جای شهر وجودم سروده شد
رفتی و بی تو دفتر کمرنگ یک غروب
در کوچه های آبی چشمم گشوده شد
پیش تو عشق هجی سبز بهار بود
با رفتنت بلور غزلهای من شکست
ای معنی طراوت باران عاطفه
بی تو غمی غریب به شهر دلم نشست
در پاسخ سوال سراسر نیاز من
گفتی که چشم های مرا جا گذاشتی
بعد از عبور ساده خود مهربان چه زود
دل را میان حادثه تنها گذاشتی
این بود پاسخ تپش قلب عاشقم
این بود پاسخ غزل سرخ انتظار
کردی دریغ از دل من یک نگاه را
این بود رسم مهر و وفای تو ای بهار
نورت چه شد ستاره من پرتوت کجاست
باور نمی کنم که تو از یاد برده ای
باور نمی کنم که پس از مدتی غروب
دل را به شهر آبی دیگر سپرده ای
رفتی و بغض کرد بدون تو شهر چشم
بی تو غروب می کند از دیده ام بهار
تا آن زمان که بگذری از کوچه دلم
ما غرق حسرتیم و هیاهو و انتظار

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:25

مریم جان چند سالته؟


من متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ هستم.

یک داستانی راجع به تو شنیده که خیلی هم جالب و هیجان انگیزه. داستان اینه که تو عاشق یک پسری بودی و با همدیگه به مسافرت میرین، اما بین راه تصادف می کنین و تو نابینا میشی. اون پسر هم تو رو ول می کنه و به خارج از کشور میره و ازدواج می کنه. آیا این داستان واقعیت داره؟

نه این داستان واقعیت نداره و امیدوارم که برای هیچ کس دیگری هم واقعیت نداشته باشه.

شما اهل کجا هستین؟ چند ساله شعر میگین؟ بهترین شعرت به نظر خودت کدومه؟

من متولد و ساکن تهران هستم. من از هشت سالگی شعر را شروع کردم. راستش من بین چند تا شعر موندم، ولی فکر کنم بهترین، شعر "یک نامه بی جواب" از کتاب و آلبوم "مثل هیچکس" باشه که با این جمله شروع میشه، "سلام بهونه قشنگ من برای زندگی... ."

مریم جان، دو تا آلبوم در خارج از کشور در اومده که شعرهای توست. یکی آلبوم خانم مهستی که شادمهر عقیلی اون رو ساخته و دیگری آلبوم کامران و هومن ساخته آقای رامین زمانی هستش. در ضمن می دونم که یک کتاب هم در دست چاپ داری. بهت خیلی تبریک میگم. مهدی از اصفهان پرسیده خودت به چه نوع موسیقی علاقه داری؟ سبک حال و روزت با کدوم موسیقی بیشتر می خونه؟

من آهنگهای آروم و کلاً آهنگهایی که به من آرامش می دهند رو دوست دارم. از سازهای گیتار، پیانو و فلوت خیلی خوشم میاد. هر صدایی که من رو از دنیای حال حاضرم فراتر ببره دوست دارم، حتی ممکنه یک آهنگ ایتالیایی یا اسپانیایی هم که من هیچی ازش نمی فهمم این حس رو در من به وجود بیاره. چون موسیقی فراتر از کلام عمل می کنه و میتونه ما رو به یک دنیای دیگه ببره. هر چیزی که نأثیر گذار و زیبا باشه و ریتم تند هم نداشته باشه، من دوست دارم.

آیا خودت سازی میزنی و استادت چه کسی است؟

من به کیبورد مسلط هستم البته فقط برای دل خودم کیبورد می زنم و برای یادگیری یک جلسه پیش آقای لاچینی رفتم. کمی هم گیتار می زنم.

خانم حیدرزاده شما خیلی کم پیدا هستین، کجاها هستین؟ خوش می گذره؟

مریم: راستش خوش که نمی گذره! من خیلی جای دوری نیستم. مدتی مشغول کتاب جدیدم بودم و بعد سرگرم آلبوم جدید و همینطور مشغول نوشتن شعر برای دوستان خواننده بودم.

آیا ازدواج نکردی؟ و آیا با آقای گلزار خویشاوند هستی؟
مریم: نه، من هنوز ازدواج نکردم و با آقای گلزار هم خویشاوند نیستم.

چرا ازدواج نکردی و جریان احساساتت چیه این روزها؟

علتش به دلیل نبودن کسیه که می خواستم. من علاوه بر شرایط خاص یک ملاک های عجیب و غریب هم دارم. به نظر من در این مورد خاص باید یا بهترین باشه یا اصلاً نباشه و اصلاً نمی تونم اعتدال به خرج بدم. به همین خاطر فعلاً در یک اعتصاب رمانتیک به سر می برم!

تا حالا چند بار عاشق شدی؟ اگر عاشق کسی بودی آیا طرف مقابلت این رو می دونسته؟ و آیا حالا فکر می کنی که بهت خیانت شده؟

به معنای واقعی که می تونم ازش به عنوان یک عشق جاودانه در گذشته یاد کنم، فقط یک بار. بله اون هم می دونسته. بله، یک همچین حسی دارم!

مریم جان قرمزته یا آبیته؟!

مسلماً قرمز، پرسپولیس، منچستر، میلان و رئال مادرید هم چون تمام ستارگان اونجا هستند.

میشه کمی از آرزوهات برام بگی البته نه در قالب شعر.

آرزوی کسانی که پاییز رو بیشتر از فصلهای دیگر دوست دارند رسیدنه و یا چشیدن طعمی بیشتر از رسیدنه.

اگر روزی نخواهی شعر بگی چیکار می کنی؟

فکر می کنم که اون موقع نشه دیگه زندگی کرد، ولی شاید نقاشی کنم.

تا به حال از کسی پرسیدی که دوستت داره و چه جوابی دریافت کردی؟

راستش تا به حال نپرسیدم ولی اونهایی که خودشون هم گفتن، راست نگفتن!

مریم جان دنیا رو چطور می بینی؟ من از آدمهای بینا پرسیدم و چیزی دستگیرم نشد، نظر تو چیه؟ زندگی چه رنگیه؟

زندگی رسم خوشایندی نیست... زندگی اجبار است... لاجرم باید زیست. زندگی یه قانونیه که متأسفانه در نهایت بی عدالتی تصویب شده و هیچ کشور و هیچ مرز و قانونی نمی تونه روی دست اون بلند بشه.

یادت هست چه شعری رو برای آقای خامنه ای در حضورشون خوندی؟

یک شعری بود به نام "مرور" در کتاب "تقصیر من نبود". این شعر مضمون اجتماعی داره.

وقتی شنیدی که یکی از شعرهای شما رو خواننده ای لس آنجلسی در آهنگش خوانده نترسیدی؟ با آدمها زود قاطی میشی؟ اگر مجبور باشی یک روز باقیمانده از عمرت رو موجودی به جز انسان باشی، ترجیح میدی چه باشی؟ و اون روز چه می کردی؟ آیا تا به حال کسی رو به جز خانواده ات اونقدر دوست داشتی که اگر بخوان با تیر بزننش، تو حاضر باشی خودت رو جلوی گلوله بندازی؟ دوست داری خواننده بشی؟ ترانه "من تو رو می خوام" رو برای چه کسی گفتی؟

نه، متولدین آبان شجاع هستن! نه خیلی سخت با آدمها قاطی میشم ولی وقتی قاطی میشم، برام جدایی خیلی سخته. در افسانه ها پرنده ای به نام مرغ آمین وجود داره که از هرجایی رد میشه اگر آدم آرزویی بکنه، اون لحظه آرزوش برآورده میشه. منم دلم می خواد اون روز مرغ آمین باشم و به این ترتیب آرزوی چندین هزار نفر رو برآورده کنم. بله کسی رو انقدر دوست داشتم ولی کاشکی واقعاً ازم می خواست که جونم رو براش فدا کنم. من فکر نمی کنم که صدام برای خواننده شدن خیلی مناسب باشه ولی باید این رو به عهده آهنگسازها گذاشت که تشخیص بدن. فقط سکوت می کنم به جای جواب! بعضی چیزها اگر مرور نشن بهترن..

بهترین روز زندگیت چه روزی بوده؟

فکر کنم که هنوز اون روز نیومده باشه

برگرفته از:
http://chemidanid.blogspot.com/2005/07/blog-post_14.html

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:29

عطر زرد گل یاس رو نمی خوام
نمره ی بیست کلاسو نمی خوام
من فقط واسه چش تو جون می دم
عاشقای بی حواسو نمی خوام
من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
نفسم تویی هوارو نمی خوام
عشق رو نقطه ی جوشو نمی خوام
دوره گرد گل فروشو نمی خوام
اونی که چشاش به رنگ عسله
مجنون خونه به دوشو نمی خوام
من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
نفسم تویی هوارو نمی خوام
من کسی با قد رعنا نمی خوام
چشای درشت و گیرا نمی خوام
دوس دارم قایق سواری رو ، ولی
جز تو از هیچ کسی دریا نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوارو نمی خوام
موهای خیلی پریشون نمی خوام
آدم زیادی مجنون نمی خوام
می دونی چشم منو گرفتی و
جز تو هیچی از خدامون نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
چشم شرقی سیاهو نمی خوام
صورتای مثل ماهو نمی خوام
آخه وقتی تو تو فکر من باشی
حق دارم بگم گناهو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
حرفای نقره ای رنگ رو نمی خوام
او دو تا چشم قشنگو نمی خوام
حتی اون که بلده شکار کنه
صاحب تیر و تفنگو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
شعرای ساده و تازه نمی خوام
اونکه می گه اهل سازه نمی خوام
من دلم می خواد تو رو داشته باشم
واسه ی اینم اجازه نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
سفر دور جهانو نمی خوام
رنگای رنگین کمانو نمی خوام
لحظه و ساعت عمر من تویی
تو که نیستی من زمانو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
فالای جور واجور رو نمی خوام
نامه های راه دور و نمی خوام
واسه چی برم ستاره بچینم
ماه من تویی که نور و نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
آذر و خرداد و تیر نمی خوام
آدمای سر به زیر نمی خوام
من خودم تو چشم تو زندونیم
حق دارم بگم ، اسیرو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
حرف خیلی عاشقونه نمی خوام
دل رسوا و دیوونه نمی خوام
یا تو ، یا هیچکس دیگه به خدا
خدا هم خودش می دونه ،‌نمی خوام
خرداد و اردی بهشت و نمی خوام
بی تو من این سرنوشتو نمی خوام
یکی پرسید اگه آخرش نشه
حتی این خیال زشتو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
بی تو چیزی از این عالم نمی خوام
تو فرشته ای من آدم نمی خوام
می دونی خیلی زیادی واسه من
همیشه عادتمه ،‌کم نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
من و باش شعر و نوشتم واسه کی
تویی که گفتی شما رو نمی خوام

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:31

مریم حیدرزاده - حسرت سفر





دیگر بس است پونه از سفر بیا
بغض تمام پنجره ها در غمت شکست
چشمم به حرمت غم تو تا سحر گریست
در ساحل عبور تا صبحدم نشست
در کوچه های حادثه تنها شدن بس ست
دیگر برای عاطفه هم طاقتی نماند
رفتی و آن قناری زیبا و مهربان
یک نغمه هم برای دل عاشقان نخواند
با دیدن طلوع دو روح همیشه سبز
قلبم برای تازه شدن تنگ می شود
تو رفته ای و نقره مهتاب آرزو
از غصه غروب تو کمرنگ می شود
یک شب به احترام دل عاشقم بیا
مرد از غمت ستاره دل آسمان من
هر شب کنار پنجره تنها نشسته ام
شاید بگیری از دل رویا نشان من
از آن زمان که رفته ای از کوچه باغ عشق
در چشم یاس عاطفه باران گرفته است
جرم تو بی گناهی و اندوه تو بزرگ
صبر و قرار از دل یاران گرفته است
رفتی و دل به یاد نگاه بهاریت
در آرزوی یک تپش عاشقانه است
امواج سرخ دیده دریایی دلم
غرق نیاز و حسرت و اشک بهانه است
روحم فدای خستگی چشم عاشقت
جرم تو مهربان شدن و بی ریایی شدن
تنها گناه آن دل دریایی تو بود
یک روز محض خاطر گل ها فدا شدن
اما بدان فرشته من در جهان عشق
دست غریب لاله فشردن گناه نیست
اینجا هنوز مثل نگاهتو هیچ کس
تسکین درد یاسمن بی پناه نیست
حس لطیف و آبی باران انتظار
تنها بلوری از دل بی انتهای تست
سوگند آسمانی دل های مهربان
هر شب به احترام شکفتن برای تست
دیگر بس است پونه من از سفر بیا
پیوند عشق با این دل شیدا همیشگی ست
دیدار با طراوت چشمانت ای بهار




hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:37

مریم حیدرزاده - یک حقیقت تلخ
یک حقیقت تلخ

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
یه نفر تولدش مهمونیه ،‌همه میان
یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره
یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره
یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
یکی از واحدای بالای برجشون می گه
یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره
یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
یکی هم برای گرمای دساش ها نداره
دخترک می گه خدا چرا ما .... مادرش می گه
عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره
یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره
بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره
یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم
ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟
بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره
همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
همه چی دست اونه ،‌ربطی به شعرا نداره
آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره
کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
با نمی شه ، با نمی خوام ،‌با نشد ، با نداره


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:38

مریم حیدرزاده - یک سبد آرزوی کال





کاشکه یه روز با همدیگه سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هر دومون عاشق می شدیم
کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت
گلای سرخ دلمون کاش بوی دریا می گرفت
کاش تو هوای عاشقی لیلی و مجنون می شدیم
باد که تو دریا می وزید ما هم پریشون می شدیم
کاش که یه ماهی قشنگ برای ما فال م یگرفت
برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت
با بال اون فرشته ها تو آسمون پر می زدیم
به شهر بی ستاره ها به آرومی سر می زدیم
شب که می شد امانت فرشته ها رو می دادیم
مامونو می بستیم و به یاد هم می افتادیم
کاشکه تو دریای قشنگ خواب شقایق می دیدیم
خواب دو تا مسافر و عشق و یه قاشق می دیدم
کاشکه می شد نیمه شب با همدیگه دعا کنیم
خدای آسمونا رو با یک زبون صدا کنیم
بگیم خدای مهربون ما رو ز هم جدا نکن
هرگز به عشق دیگری ما رو مبتلا نکن
کاش مقصد قایق ما یه جای دور و ساده بود
که عکس ماه مهربون رو پنجره اش افتاده بود
کاش اومجا هیچ کسی نبود
یه وقتی با تو دوست بشه
تو نازنین من بودی مثل حالا تا همیشه
کاشکه به جز من هیچ کسی این قدر زیاد دوست نداشت
یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت
کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم
شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم
کاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدم
یه بار نگاه می کردی و اون موقع پر پر می شدم
کاش گره دستامونو این سرنوشت وا نمی کرد
کاش هیچ کدوم از ما دو تا هیچ دوستی پیدا نمی کرد
کاش که می شد جدایی رو یه جایی پنهون بکنیم
خارای زرد غصه رو از ریشه ویرون بکنیم
کاش که با هم یه جا بریم که آدماش آبی باشن
شباش مثه تو قصه ها زلال و مهتابی باشن
کاشکه یه روز من و تو رو تو دریا تنها بذارن
تو قایق آرزوها یه روز مارو جا بذارن
اون وقت با لطف ماهیا دریا رو جارو بزنیم
بسوی شهر آرزو بریم و پارو بزنیم
بریم یه جا که آدماش بر سر هم داد نزنن
به خاطر یه بادبادک بچه ها فریاد نزنن
بریم یه جا که دلها رو با یک اشاره نشکنن
بچه ها توی بازیشون به قمریا سنگ نزنن
جایی که ما باید بریم پشت در زندگیه
عادت مردمش فقط عشقه و آشفتگیه
چشمامونو می بندیم و با هم دیگه می ریم سفر
یادت باشه اینجا هوا غرق یه دلواپسیه
اما از اینجا که بریم فقط گل اطلسیه
ترو خدا منو بدون شریک شادی و غمت
مثل همیشه عاشقت مثل گذشته مریمت

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:41

مریم حیدرزاده - رفع زحمت





حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم
چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم
نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم
خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:42



مریم حیدرزاده - تا قیامت





من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره
تو میگی که خیلی دیره
من میگم چشمات و وکن
تو میگی من و رها کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/1/2010, 21:46


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by تمنـــا* on 1/4/2010, 05:30

***
نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم
همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم
عازم سفر شدي تو من دلم مي خواست بموني
واسه موندن تو اما به خدا دعا نكردم
واسه تو كلي نوشتم كه يه جوري مبتلا شي
تقصير منه كه اخر تو رو مبتلا نكردم
توي كوچه ي رفاقت يه جواب سلام ندادم
تو دلم تويي و اون رو با كسي اشنا نكردم
مي دونم دوستم نداري حتي قد يه قناري
اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نكردم
ما جايي قرار نداشتيم جز تو كوچه هاي رويا
اين دفعه تو اومدي من به قرار وفا نكردم
زير دين ناز چشمات يه عمريه دارم ميسوزم
تا خاكستري نشه دل و دينمو ادا نكردم
اومدم واسه نصيحت به بهانه يه صحبت
عمرشون كلي تلف شد چون تو رو رها نكردم
راه اسمون كه بسته ست گرچه قلبامون شكسته ست
تا به حال اينقدر خدا رو اينجوري صدا نكردم
تو منو گذاشتي رفتي خواستي من ديوونه تر شم
باورت نميشه شايد اخه جون فدا نكردم
نامه هاي عاشقونه با نشون بي نشونه
اما از كساي ديگه س پس اونا رو وا نكردم
يادته عكستو دادي بزاري تو قاب قلبم
بعد اون ديگه هرگز به كسي نگا نكردم
تو از اون روزي كه رفتي نه تو رفتي كه ببيني
تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم ... :[saba1]:

تمنـــا*
کاربر عادی
کاربر عادی

تعداد ارسال ها : 51
تاریخ عضویت : 2010-01-02
محل سکونت : esfahan
حالت من : خجالتی

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by GELENNA on 1/4/2010, 07:36

مریم حیدرزاده: چه قدر برای باران شعر گفتیم غافل از اینکه این دل دیوانه بارانی بود

GELENNA
کاربر عادی
کاربر عادی

تعداد ارسال ها : 364
متولد ماه : آذر

تاریخ عضویت : 2010-01-01
سن : 22

محل سکونت : شیراز
حالت من : غمگین

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by تمنـــا* on 1/6/2010, 09:50

* ماه من*

ماه من غصه نخور زندگي جذر و مد داره
دنيامون يه عالمه ادم خوب و بد داره ..
ماه من غصه نخور همه كه دشمن نميشن
همه كه پر ترك مثله تو و من نميشن ..
ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
خيلي كم پيدا ميشه كسي رو حرفش بمونه ..
ماه من غصه نخور گريه پناه ادماست
تر و تازه موندن گل مال اشك شبنماست..
ماه من غصه نخور زندگي خوب داره و زشت
خدارو چه ديدي شايد فردامون باشه بهشت ..
ماه من غصه نخور پنجره مون بازه هنوز
باغچه مون غرق گلاي عاشق نازه هنوز ..
ماه من غصه نخور باز داره فصل سيب ميشه
ميدونم گاهي ادم تو وطنش غريب ميشه ..
ماه من غصه نخور ماها كه تب نمي كنن
ماها كه از ادما كمك طلب نمي كنن..
ماه من غصه نخور سبك ميشي بارون مياد
توي عاشقي بايد نترسيد از كم و زياد ..
ماه من غصه نخور خاطره هامون كودكن
توي اين قصه دلا يه وقتايي عروسكن ..
ماه من غصه نخور بازي زمين خوردن داره
كار دنيا همينه تولد و مردن داره..
ماه من غصه نخور تاب بازي افتادن داره
زندگي شكستن و دوباره دل دادن داره ..
ماه من غصه نخور گلها ميان عيادتت
به نتيجه ميرسه اخر يه روز عبادتت ..
ماه من غصه نخور خيلي ها تنهان مثله تو
خيليا با زخمهاي عاشقي اشنان مثله تو ..
ماه من غصه نخور زندگي بي غم نميشه
اوني كه غصه نداشته باشه ادم نميشه ..
ماه من غصه نخور حافظ واست وا ميكنم
شعراشو ميخونمو تو رو مدارا ميكنم..
ماه من غصه نخور دنيا رو بسپار به خدا
هردومون دعا كنيم تو هم جدا منم جدا ***

تمنـــا*
کاربر عادی
کاربر عادی

تعداد ارسال ها : 51
تاریخ عضویت : 2010-01-02
محل سکونت : esfahan
حالت من : خجالتی

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by hengameh on 1/7/2010, 06:07


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by REZA53 on 1/14/2010, 16:15

[عصر اونروز زير بارونو بهم برگردون
بوسه ي رنگ تابستونو بهم برگردون
تو زمستون دس قلبت منو آتيش مي زد
آرسي داغ زمستونو بهم برگردون
توي تالار مه اون شب پاييزي نرم
بازي ليلي و مجنونو بهم برگردون
توي فال افتاده بود عاشقمي يادت مياد ؟
فال راست توي فنجونو بهم برگردون
موهامو ريخته بودم دور نگاهت يادته ؟
عكسا و موي پريشونو بهم برگردون
تو حياط زير درخت ، آنار حوض ماهيا
خاطرات لب ايوونو بهم برگردون
من مي خوام با تو باشم فرقي نداره چه جوري
تو بمون با اين آارت ، جونو بهم برگردون
با نگات باز بيا آتيش بسوزون توي دلم
برق اون چشماي شيطونو بهم برگردون
حرفاي مثل عسل ، شعراي مثل مرواريد
دعاهاي زير ناودونو بهم برگردون
مي دوني ما تو خيال به خيلي جاها رسيديم
لااقل آيينه و شمعدونو بهم برگردون
يادته اسم تو رو با خودن نوشتم رو ديوار
نامه هامو نمي خوام خونو بهم برگردون
دوتا گلدون يادته داديم به هم تا ته عمر
يه آم عادل باش و گلدونو بهم برگردون
دلمو بردي آجا راس بگو من چش مي ذارم
برو خونه ، برو بيرونو بهم برگردون
حرف و قولات چي مي شه ؟ يعني فراموشش کنم ؟

پس تو هم قولاي پنهونو بهم برگردون
دل من واسه خودش دار و درخت و گلي داشت
تو سوزونديش ، دل ويرونو بهم برگردون
من مي خوام برم به يه جزيره ، به يه جاي دور
اجازم دست تو ا ... اونو بهم برگردون

REZA53
کاربر عادی
کاربر عادی

تعداد ارسال ها : 12
متولد ماه : فروردین

تاریخ عضویت : 2010-01-12
سن : 42

محل سکونت : karaj
حالت من : خسته

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by REZA53 on 1/14/2010, 16:21

اگه تو مال من بودي ماه از چشات طلوع مي کرد
پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع مي کرد
اگه تو مال من بودي آلاغ به خونش مي رسيد
مجنون به داد اون دل زرد و ديوونش مي رسيد
اگه تو مال من بودي همه خبردار مي شدن
ترانه هاي عاشقي رو سرم آوار مي شدن
اگه تو مال من بودي قدم رو پاييز ميزديم
پاييز مي فهميد آه ماها زبونشو خوب بلديم
اگه تو مال من بودي انقد غريب نمي شدم
من چي مي خواستم از خدا ديگه اگه پيشت بودم
اگه تو مال من بودي دور خوشي نرده نبود
دل من اون آواره اي که شبا مي گرده نبود
اگه تو مال من بودي چشام به چشمات شك نداشت
تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترك نداشت
اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت مي شد
قصه ي عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت مي شد
اگه تو مال من بودي مي بردمت يه جاي دور
يه جا که تو ديده نشي نباشه حتي کمي نور
اگه تو مال من بودي ، مي ذاشتمت روي چشام
بارون مي خواستي مي باريد ، ابر سفيد گريه هام
اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نمي ريخت
شمعي که پروانه داره ، اشك غم انگيز نمي ريخت
اگه تو مال من بودي قفس ديگه اسير نداشت
آدما دارا مي شدن ، دنيا ديگه فقير نداشت
اگه تو مال من بودي خيال نمي کنم باشي
پس مي رم و مي کشمت پيش خودم تو نقاشي

REZA53
کاربر عادی
کاربر عادی

تعداد ارسال ها : 12
متولد ماه : فروردین

تاریخ عضویت : 2010-01-12
سن : 42

محل سکونت : karaj
حالت من : خسته

View user profile

Back to top Go down

Re: گلچین اشعار مریم حیدر زاده

Post by Sponsored content Today at 03:53


Sponsored content


Back to top Go down

View previous topic View next topic Back to top


 
Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum