SABA
مهمان گرامی به انجمن صبا خوش آمدید.

شما در حال مشاهده انجمن به صورت مهمان هستید که در این حالت دسترسی های لازم برای استفاده کامل را ندارید. با عضویت رایگان شما قادر به مشارکت در بحث ها , دانلود فایل ها , ارسال مطلب و نظرخواهی و ... خواهید شد. مراحل ثبت نام آسان و سریع می باشد , همین ثبت نام حالا کنید!

اگر کلمه عبور خود را فراموش کرده اید آن را بازیابی کنید.
اگر در مراحل ثبت نام یا ورود به انجمن با مشکل مواجه شدید با ما تماس بگیرید.


اشعار عاشقانه

View previous topic View next topic Go down

اشعار عاشقانه

Post by Da77 on 11/21/2009, 22:40

اين اولين ارسالي يه كه دارم حتما جالب مي شه
امد اما...
امد اما در نگاهش ان نوازشها نبود
چشم خواب الوده اش را مستي رويا نبود
نقش عشق و ارزو از چهره ي دل شسته بود
عكس شيدايي در ان ايينه ي سيما نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمي نداشت
دل همان دل بود اما مست و بي پروا نبود
در دل بيزار خود جز بيم رسوايي نداشت
گرچه روزي همنشينجز با من رسوا
در نگاه سرد او غوغاي دل خاموش بود
برق چشمش را نشان از اتش سودا نبود
ديدم ان چشم درخشان را ولي در اين صدف
گوهر اشكي كه من مي خواستم پيدا نبود
بر لب لرزان من فرياد دل خاموش شد
اخر ان تنها اميد جان من تنها نبود
جز من و او ديگري هم بود اما اي دريغ
اگه از درد دلم جز عشق جان فرسا نبود
اي نداده خوشه اي زان خرمن زيباييم
تا نبودي در كنارم زندگي زيبا نبود
ابوالحسن ورزي

Da77
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت

تعداد ارسال ها : 2581
متولد ماه : شهریور

تاریخ عضویت : 2009-11-06
سن : 29

محل سکونت : شیراز
حالت من : گیج شدم

View user profile http://www.saba1.org

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by Da77 on 11/21/2009, 22:42

نگاهت ،

تکرار مکرر بهار ست وُُ

خنده ات ،

شکفتنِ غنچه هاي محجّبه .

نه ؛

مرا حرفي نيست .

هر چه مي خواهي بکن .

بگذار اين بار هم کار ها باب ميل تو باشد

Da77
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت

تعداد ارسال ها : 2581
متولد ماه : شهریور

تاریخ عضویت : 2009-11-06
سن : 29

محل سکونت : شیراز
حالت من : گیج شدم

View user profile http://www.saba1.org

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by hengameh on 11/24/2009, 13:13

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
طعنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:38


نمیدانم چرا رفتی
نميدانم چرا !!! شايد خطا کردم

***
و تو ... بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نميدانم کجا؟! تا کی؟! برای چه؟!
ولی رفتی ...
***
بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت ،
تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد
***
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود
و بعد از رفتن تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
و من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:40


شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، تو ای بانوی شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:41


خانه ای ساخته ام
پلکانش همه مهر،دربهایش احساس
شیشه اش آینه ادراک است
آه اما خانه
ساکنش درویش است ، آن تهیدست خیال ، آن تهیدست رفیق
او کسی می خواهد رغبت یکرنگی در وجودش باشد
او کسی می خواهد که وجودش باشد
رنج ابیات دلش را خواند ، هیجان نگه اش را داند
او کسی می خواهد ، نی لبک زن باشد
بربط و ضرب و سه تار
همه فرمانبر دستش باشند
ماه وخورشید و فلک ، همه محو نگه نرگس مستش باشند
او تو را می خواهد ...
نغمه اش شیوا کن
خانه اش زیبا کن

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:41

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست٬

نگفتم:« عزیزم٬این کار را نکن. »

نگفتم:« برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده. »

وقتی پرسید دوستش دارم یا نه٬ رویم را برگرداندم.

حالا اون رفته٬ و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم.

نگفتم:« عزیزم٬متأس فم٬چون من هم مقصر بودم. »

نگفتم:« اختلاف را کنار بگذاریم٬چو ن تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است. »

گفتم:« اگر راهت را انتخاب کرده ای٬من آن را سد نخواهم کرد. »

حالا اون رفته و من تمام چیزهایی که نگفتم می شنوم.

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:43

بخواب گل شکستني که شب داره سر ميرسه
مهلت عاشقي هامون داره به اخر ميرسه


نگاه نکن به آسمون خورشيد خانم رفته ديگه
اينجا کسي از قديما قصه و شعري نمي گه


بخواب قشنگ و موندني که دنيا ديدن نداره
گلاي خشک کاغذي که ديگه چيدن نداره


ضريح عشقمون ديگه هيچي کبوتر نداره
شب ميره اما تو کوچه تاريکي شو جا ميذاره


afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:44

من همونم که هميشه غم و غصم بي شماره
اوني که تنهاترينه حتي سايه ام نداره

اين منم که خوبياشو کسي هرگز نشناخته
اونکه در راه رفاقت همه هستيشو باخته



هر رفيقه راهي با من دو سه روزي همسفر بود
انتهاي هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود



هر کي با زمزمه عشق،دو سه روزي عاشقم شد
عشق اون باعث زجره همه دقايقم شد



اونکه عاشق بود و عمري از جدا شدن ميترسيد
همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد



چه اثر از اين صداقت چه ثمر از اين نجابت
وقتي قد سر سوزن به وفا نکرديم عادت




afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:50

من فردا فهمیدم که فردا را امیدی نیست....
و همین آغاز زیباست
و پایان ها را هیچ گاه امیدی نیست.
که تو به سر آغاز پاک و خالص بودن میرسی
و من به جاده ی عشق ورزیدن به تو.
من هرگز از تو نمیخواهم که با من به انتهای جاده برسی،
تنها،
آرزویم این است که در این جاده عشق را لمس کنی و محبت پاک و ناب را.
پس بیا آغاز کنیم راهی را که پایانی ندارد،
بیا به امروز بیاندیشیم فردا را امیدی نیست....

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:51

نیمه شب آواره وبی حس وحال...درسرم سودای جامی بی زوال
پرسه ای آغاز کردیم در خیال...دل به یاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی می گذشت...یک دو سال ازعمررفت وبرنگشت
دل به یاد آورد اول بار را...خاطرات اولین دیدار را
آن نظربازی و آن اسراررا...آن دو چشم مست آهووار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود...چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او...هم نشین و هم زبان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگی...اینچنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر...وای از آن عمری که با او شد بسر
مست او بودم زدنیا بی خبر...دم به دم این عشق می شد بیشتر
آمد و در خلوتم دمساز شد...گفتگوها بین ما آغاز شد

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/26/2009, 14:52

دلم برای کسی دلتنگ است که افتاب صداقت را به مهمانی گلهای باغ می اوردو گیسووان بلندش را به بامیدهدو دستهای سپیدش را به اب میبخشد دلم برای کسی دلتنگ است که همچون کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت ومهربانی خود را نثارم میکرد


afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/27/2009, 14:13

پسر برتر از دخترآمد پديد

«پسر برتر از دخترآمد پديد»
پسر جمله را گفت و چيزي نديد

نگو دخترك با يكي دسته بيل
سر آن پسر را شكسته جميل

بگفتا:«جوابت نباشد جز اين
نگويي دگر جمله اي اين چنين

!وگرنه سر و كار تو با من است
كه دختر جماعت به اين دشمن است.»

پسر اندكي هوشياري بيافت
سرش چون انار رسيده شكافت

پسر گفتش:«اي دختر محترم
كه گفته كه من از شما بهترم؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

كه دختر جماعت به كل برتر است
ز جن تا پري از همه سر تر است

پسر سخت بيجا كند،مرگ بيد
كه برتر ز دختر بيايد پديد!»

پس آن ضربه خيلي نشد نابه جا
كه يك مغز معيوب شد جابه جا



afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/27/2009, 14:15

خیال تو
پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست
حرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ست

شعر زلال جوشش احساس های من
از موج دلنشین کلام تو چیدنی ست

یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست

خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی
بار غمت ـ عزیز تر از جان ـ کشیدنی ست

من در فضای خلوت تو خیمه می زنم
طعم صدای خلوت پاکت چشیدنی ست

تا اوج ، راهی ام به تماشای من بیا
با بالهای عشق تو پرواز دیدنی ست

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/27/2009, 14:17

منو ببخش كه ساده از عشق تو گذشتم
سپردمت به تقدير بار سفر رو بستم
بايد برم از اينجا راهي نمونده جز كوچ
براي زنده موندن تو اين زمونه ي پوچ
بذار هميشگي شه قصه ي عاشقيمون
تو باشي ليلي، منم مثال مجنون
بين دو راهي شك حيرون و هاج و واجم
سفر دواي دردم هجرت تنها علاجم
طاقتشم ندارم طاقت دل بريدن
سيل بلور اشكو رو گونه ي تو ديدن
حرفي نمونده باقي سكوت حرف آخر
تو هم بخاطر عشق از من ساده بگذر
بذار هميشگي شه قصه ي عاشقيمون
تو باشي ليلي، منم مثال مجنون
منو ببخش كه ساده از عشق تو گذشتم
سپردمت به تقدير بار سفر رو بستم
بايد برم از اينجا راهي نمونده جز كوچ
براي زنده موندن تو اين زمونه ي پوچ
بذار هميشگي شه قصه ي عاشقيمون
تو باشي ليلي، منم مثال مجنون
بين دو راهي شك حيرون و هاج و واجم
سفر دواي دردم هجرت تنها علاجم
طاقتشم ندارم طاقت دل بريدن
سيل بلور اشكو رو گونه ي تو ديدن
حرفي نمونده باقي سكوت حرف آخر
تو هم بخاطر عشق از من ساده بگذر
بذار هميشگي شه قصه ي عاشقيمون
تو باشي ليلي، منم مثال مجنون
ღ♥ღ

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/27/2009, 14:18

گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه


سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه


دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه

بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!

afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by afson on 11/27/2009, 14:20

شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند

عاشقانت تو را ترک می کنند

اما شعر عاشقانه

همیشه با تو خواهد بود

پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!

شعری از اعماق جان٫

که مرا به یاد تو آورد......

شعری که همیشه با تو بماند


afson
مدیر انجمن موسیقی
مدیر انجمن موسیقی

تعداد ارسال ها : 206
تاریخ عضویت : 2009-11-19
محل سکونت : teh
حالت من : سر به زیر

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by تمنـــا* on 1/17/2010, 07:20

***
ای پرنده ی مهاجر
سفرت سلامت اما ...
به کجا میری عزیزم ، قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری ، چه خوشی داری صبوری
وقتی خورشیدی نباشه تو همیشه سوت کوری
میگذره روزای عمرت ، توی جاده های خلوت
تابه خواهی برگردی خونه ، گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره ، هرجا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به اینکه شاید سحر رو یه روز ببینیم
اخرش یه روزی هجرت در خونتومیکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه اسمون غروبه ***

تمنـــا*
کاربر عادی
کاربر عادی

تعداد ارسال ها : 51
تاریخ عضویت : 2010-01-02
محل سکونت : esfahan
حالت من : خجالتی

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by hengameh on 1/31/2010, 13:14


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by hengameh on 1/31/2010, 13:18


hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by hengameh on 1/31/2010, 13:20

بیا که دوست دارمت !!

بگذار که آسمان، آنگونه که هست در جذبه دو چشم تو، خود را بگسترد.

بگذار تا ماه، حتی به زیر ابر، در این سیاه شب، آرامشی به قلب سپید تو آورد...

شاید کمی که گذشت، شاید تبسم در چشم روزگار، شاید که مشق صبر، تکلیف روزگار، نچندان به کام ماست...

بگذار زیر و بم این زمین سخت، با پای خسته تو، گفت و گو کند.

شاید قبول جهان، آنچنان که هست، آغاز زندگی است.

آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند.

شاید که شاخه گلی از سکوت ناب، آواز زندگی است.

بگذار اگر فاصله ای هست بین ما، تا روز ماندگاری دیوار سرد، یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم.

بگذار تا پیکر بت دار روزگار، در برکه گذشت پاشویه ای کند.

آنجا که ناتوان کلام خسته، به فریاد می رسد.

دیگر سکوت، نقطه پایان گفتگوست.

گاهی تحمل خاری درون دست شیرین تر از لطافت گلهای زندگیست.

بگذار تا به دشت جدایی در این زمان، بارانی از طراوت و بخشش، سفر کند.

بذری به دشت مهربانی هدیه آوریم و آنگه بغل بغل تبسم تازه درو کنیم.

چشمان پرسش خود را، تو بسته دار.

لبخند مهربان تو در چشم شرمناک، یعنی بیا.

« بیا دوباره دوست دارمت »

شاید که یک سلام، آغاز گفتگوست.

شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است.

hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

View user profile

Back to top Go down

Re: اشعار عاشقانه

Post by Sponsored content Today at 23:18


Sponsored content


Back to top Go down

View previous topic View next topic Back to top


 
Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum