SABAورود

froum

http://01.music-persian.info/ftopicp-137990.html
http://01.music-persian.info/ftopicp-137990.html
http://01.music-persian.info/ftopicp-137990.html
http://01.music-persian.info/ftopicp-137990.html

شاطر

descriptionاشعاری از سهراب

more_horiz
مرگ رنگ

در قیر شب

دیرگاهی است در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است.
بانگی از دور مرا می‌خواند ،
لیک پاهایم در قیر شب است.

رخنه‌ای نیست در این تاریکی :
در و دیوار به هم پیوسته.
سایه‌ای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است ز بندی رَسته.

نفس آدم‌ها
سر بسر افسرده است.
روزگاری است در این گوشه ی پژمرده ی هوا
هر نشاطی مرده است.

دست جادویی شب
در به روی من و غم می‌بندد.
می‌کنم هر چه تلاش،
او به من می خندد .

نقش‌هایی که کشیدم در روز ،
شب ز راه آمد و با دود اندود .
طرح‌هایی که فکندم در شب ،
روز پیدا شد و با پنبه زدود .

دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است.
جنبشی نیست در این خاموشی:
دست ‌ها ، پا ها در قیر شب است .


descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
مرگ رنگ

مرغ معما
دیر زمانی است روی شاخه ی این بید
مرغی بنشسته کو به رنگ معماست.
نیست هم آهنگ او صدایی ، رنگی.
چون من در این دیار ، تنها ، تنهاست.

گرچه درونش همیشه پر زهیاهوست ،
مانده بر این پرده لیک صورت خاموش.
روزی اگر بشکند سکوت پر از حرف ،
بام و در این سرای می‌رود از هوش.

راه فرو بسته گرچه مرغ به آوا ،
قالب خاموش او صدایی گویاست.
می‌گذرد لحظه ‌ها به چشمش بیدار،
پیکر او لیک سایه ـ روشن رؤیاست.

رسته ز بالا و پست بال و پر او .
زندگی دور مانده: موج سرابی.
سایه‌اش افسرده بر درازی دیوار.
پرده ی دیوار و سایه : پرده ی خوابی.

خیره نگاهش به طرح های خیالی.
آن چه در آن چشم ‌هاست نقش هوس نیست.
دارد خاموشی اش چون با من پیوند،
چشم نهانش به راه صحبت کس نیست.

ره به درون می‌ برد حمایت این مرغ:
آنچه نیاید به دل ، خیال فریب است.
دارد با شهر های گمشده پیوند:
مرغ معما در این دیار غریب است.


descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
این شعر و خیلی دوسش دارم پارسال تولده پریسا هشت کتاب بهش دادم که اینو براش خوندم




مرگ رنگ

دنگ …
دنگ … ، دنگ …
ساعت گیج زمان در شب عمر
می‌زند پی در پی زنگ .
زهر این فکر که این دم گذر است
می‌شود نقش به دیوار رگ هستی من.
لحظه‌ام پر شده از لذت
یا به زنگار غمی آلوده است.
لیک چون باید این دم گذرد ،
پس اگر می‌گریم
گریه ام بی ثمر است.
و اگر می‌خندم
خنده‌ام بیهوده است.

دنگ… ، دنگ…
لحظه ‌ها می گذرد.
آنچه بگذشت ، نمی‌آید باز.
قصه‌ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این است که یک پرسش بی پاسخ
بر لب سرد زمان ماسیده است.
تند بر می‌خیزم
تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز
رنگ لذت دارد ، آویزم ،
آن چه می‌ماند از این جهد به جای:
خنده ی لحظه ی پنهان شده از چشمانم.
و آنچه بر پیکر او می‌ماند:
نقش انگشتانم.

دنگ …
فرصتی از کف رفت.
قصه‌ای گشت تمام.
لحظه باید پی لحظه گذرد
تا که جان گیرد در فکر دوام ،
این دوامی که درون رگ من ریخته زهر،
وا رهاینده از اندیشه ی من رشته ی حال
وز رهی دور و دراز
داده پیوندم با فکر زوال.

پرده‌ای می‌گذرد ،
پرده‌ای می‌آید:
می‌رود نقش پی نقش دگر،
رنگ می‌لغزد بر رنگ.
ساعت گیج زمان در شب عمر
می‌زند پی در پی زنگ:
دنگ …. ، دنگ…. ،
دنگ …


descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
قشنگ بود من شعرای سهراب سپهریو خیلی دوست دارم

descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
بیوگرافیشم من میگم

descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
زندگی‌نامه
دورهٔ‌ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹ ) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲ ) گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ‌ دوسالهٔ‌ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ‌ فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دورهٔ دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها » منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام نویسی کرد. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. سهراب سپهری مدتی در ادارهٔ کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.

descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
سهراب سپهری در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
سفرهای خارج از کشور

descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
از جمله نمایشگاه‌های نقاشی که سهراب سپهری در آن‌ها حضور داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

descriptionرد: اشعاری از سهراب

more_horiz
[آثار ادبی]


سهراب در آغاز کار شاعری تحت تأثیر شعرهای نیما بود و این تأثیر در «مرگ رنگ» به خوبی مشهود است. بعدها سبک او دستخوش تغییراتی می‌شود و شعرش با دیگر شاعران هم دورهٔ خویش متمایز می‌گردد. از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می‌توان به این عنوان‌ها اشاره نمود:
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد