SABA
مهمان گرامی به انجمن صبا خوش آمدید.

شما در حال مشاهده انجمن به صورت مهمان هستید که در این حالت دسترسی های لازم برای استفاده کامل را ندارید. با عضویت رایگان شما قادر به مشارکت در بحث ها , دانلود فایل ها , ارسال مطلب و نظرخواهی و ... خواهید شد. مراحل ثبت نام آسان و سریع می باشد , همین ثبت نام حالا کنید!

اگر کلمه عبور خود را فراموش کرده اید آن را بازیابی کنید.
اگر در مراحل ثبت نام یا ورود به انجمن با مشکل مواجه شدید با ما تماس بگیرید.


دنیا را بد ساخته اند...

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

دنیا را بد ساخته اند...

پست من طرف REZA53 في 1/15/2010, 12:37

دنیا را بد ساخته اند...
کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد.
کسی که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمی داری
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و
آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است .
زندگی یعنی این
avatar
REZA53
کاربر عادی
کاربر عادی

تعداد ارسال ها : 12
متولد ماه : فروردین

تاریخ عضویت : 2010-01-13
سن : 43

محل سکونت : karaj
حالت من : خسته

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دنیا را بد ساخته اند...

پست من طرف Da77 في 1/15/2010, 12:58

ممنون

حقیقت بود


[ندعوك للتسجيل في المنتدى أو التعريف بنفسك لمعاينة هذا الرابط]
avatar
Da77
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت

تعداد ارسال ها : 2581
متولد ماه : شهریور

تاریخ عضویت : 2009-11-06
سن : 30

محل سکونت : شیراز
حالت من : گیج شدم

خواندن مشخصات فردي http://www.saba1.org

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دنیا را بد ساخته اند...

پست من طرف hengameh في 1/31/2010, 20:15

غم دل با که بگویم که مرا یاری نیست
جز تو ای روح روان هیچ مدد کاری نیست
راز دل را نتوانم به کسی بگشایم
که در این دیر مغان راز نگهداری نیست!
avatar
hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: دنیا را بد ساخته اند...

پست من طرف hengameh في 1/31/2010, 20:17

دو چشم خسته اش از اشك تر بود
ز روي دفترم چون ديده بر داشت
غمي روي نگاهش رنگ مي باخت
حديثي تلخ در آن يك نظر داشت
مرا حيران از اين نازكدلي كرد
مگر اين نغمه ها در او اثر داشت ؟
چا دل را به خاكستر نشانيد؟
اگر از سوز پنهانش خبر داشت
نخستين بار خود آمد به سويم
كه شوقي در دل و شوري به سر داشت
سپردم دل به دست او چو ديدم
كه غير از دلبري چندين هنر داشت
دل زيباپرست من ز معشوق
تمناي نگاهي مختصر داشت
نگاهش آسماني بود و افسوس
كه در سينه دلي بيدادگر داشت!
پر پروانه اي را سوخت اين شمع
كه جانان را ز جان محبوب تر داشت
به پايش شاعري افتاد و جان داد
كه آفاق هنر را زير پر داشت
نمي داند دل پر درد شاعر
چه آتش ها به جان زين رهگذر داشت
ولي داند : « فريدون » تاج سر بود
اگر غير از محبت سيم وزر داشت!

مرا گويد مخوان شعر غم انگيز
كه حسرت عقده گردد در گلويم!
خدا را ، با كه گويم كاين ستمگر
غمم را هم نمي خواهد بگويم!
avatar
hengameh
مدیر انجمن ادبیات
مدیر انجمن ادبیات

تعداد ارسال ها : 176
تاریخ عضویت : 2009-11-09

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد